درباره ما
مطالب ویژه
آخرين مطالب
دوستان
مکان اقامتی
جانبی
 

در حاشیه حضور سیدحسن خمینی نوه امام راحل در استان گلستان اتفاقات جالب و قابل توجهی رخ داد که در آن درس هایی نهفته است.

-اولین نکته ای که خیلی جلب توجه می کرد و بعضاً در ذوق می زد انبوه بنرها و پوسترهایی بود که فقط برای 30 دقیقه سخنرانی، کل استان را غرق خود کرده بود و ریخت وپاش های غیرضروری دیگر که باعث شد سید حسن خمینی محرومیت استان گلستان را از یاد ببرد و در ابتدای سخنرانی خود از این‌همه لطفی که به وی شده بود ابراز خرسندی کند و اشاره‌ای به مشکلات مردم از قبیل فقر، بیکاری و ... نداشته باشد.

همین نکته نشان می‌دهد اگر مسئولین استان ما خودشان مشکل اقتصادی و بیکاری و ... ندارند مردم استان چه گناهی دارند که باید مشکلات خودشان را در ریخت‌وپاش‌های بیجای مسئولین دفن کنند؟ و در اینجا بود که شاید در ذهن‌های مردم این حرف تاریخی امام خمینی (ره) نقش‌بست که گفت : من یک تار موی شما کوخ‌نشینان را به کاخ‌نشینان نخواهم داد.

درس هایی که سید حسن به گرگانی ها داد

اگر مردم به استقبال مسئولی می‌روند فرای از عشق و علاقه به وی توقع دارند تا مشکلات و دردهایشان از زبان آن مسئول بازگو شود تا مسئولین بومی را برای برطرف کردن آن مشکل به تکاپو بیندازد ولی سیدحسن خمینی در صحبت‌های خود تنها به صنعتی شدن استان اشاره کرد.

-نکته دوم حضور سید حسن خمینی در گرگان، استقبال فراجناحی از وی در سال دولت و ملت همدلی و همزبانی بود چراکه این اتفاق خوشایند برای مردم استانی که مدام شاهد درگیری های بی دلیل جناح‌های چپ و راست در استان هستند بسیار عجیب و خوشایند بود و موقعی به زیبای این اتفاق افزوده شد که سید حسن خمینی نیز در صحبت‌های خود فراجناحی صحبت کرد و محور پیروزی انقلاب اسلامی را اعتقاد مردم به یک رهبری و وحدت کلمه دانست.

-نکته سوم حضور آقای خمینی اعطای درجه آیت اللهی به ایشان بود و تأکید بیش‌ازحد مسئولین محترم برای بیان این درجه به حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی بود و به نظر می‌رسد باید این اتفاق را به فال نیک گرفت تا شاید بعضی از مسئولین دیگر را وسوسه کند که برای مورد خطاب قرار گرفتن با درجات بالاتر به استان ما سفر کنند.

-اما نکته چهارم صحبت‌های دیروز آقای خمینی که به دل خیلی‌ها نشست اشاره ایشان به جنایات داعش و مظلومیت مردم یمن بود. این نکته از آنجایی جالب بود که بعضی از گروه‌های افراطی که مدام خود را به سیدحسن خمینی می‌چسبانند اصلاً مسائل منطقه همچون داعش، سوریه، یمن و ... برایشان اهمیتی ندارد و سید حسن خمینی با این صحبت‌ها آب پاکی را بر روی دست خیلی‌ها ریخت.

محمداسماعیلی دبیرکانون جوانان شهر خان ببین و بخش فندرسک و فعال فرهنگی




:: برچسب‌ها: استان گلستان
ن : شهر خان ببین
ت : جمعه ۸ خرداد ۱۳٩٤
نظرات ()

محمد اسماعیلی دبیر کانون جوانان شهر خان ببین و منطقه فندرسک:

پس از بی احترامی به سیستانی های استان گلستان توسط آقای یونسی مشاور آقای روحانی رئیس جمهور محترم در پی حضور هیئت دولت در استان، به عنوان یکی از بومی های استان گلستان وظیفه خود دانستم تا به واقعیتی بپردازم که تابحال کمتر کسی به آن اشاره کرده است. واقعیتی که شاید اندکی از درد و رنج مردم شریف سیستان به خاطر این بی احترامی کم کند.

استان گلستان سال هاست که شاهد هم زیستی مردم شریف و غیرتمند سیستان در نزد ساکنان دیرینه این دیار کهن می باشد. تجربه این همزیستی چندساله به ما نشان داد که مردم سیستان مردمانی خونگرم، مهمان نواز، دلاور، محب اهل بیت، ولایتمدار و شریف هستند که همواره پشتیبان این انقلاب بوده اند و شاهد این گواه چندین شهید والا مقامیست که خون خود را برای آبیاری درخت انقلاب فدا کرده اند.

سیستانی ها در گلستان چه می خواهند؟

اما تابحال با خود اندیشیده اید که سیستانی ها در گلستان چه می خواهند؟ شاید اولین جوابی که بر لب ها جاری شود مسئله خشک سالی در سیستان باشد و در پی آن کوچ آنان برای زندگی در مناطق سر سبز شمال. اما باید بگویم این جواب دروغ و توهینی بیش نیست.

طبق شواهد تاریخی دولت صفویه برای جلوگیری از آشوب و سرکشی همسایگان شمالی ایران، اقوام ترک زبان و کرمانج که باز مانده گان قزلباش هایی هستند و امروزه از رامیان در استان گلستان تا مینودشت و آشخانه و بجنورد و شیروان و قوچان و فاروج و چناران در استان خراسان شمالی و رضوی پراکنده می باشند را در این مناطق کوچاند.

 با انجام این تدابیر و قدرت حکومت صفویه برای مدتی سرحدات شمالی ایران رنگ آرامش را بخود می گیرد ولی دیری نمی گذرد که بعد از سقوط حکومت صفویه و ایجاد فتنه افغان مملکت دوباره دچار نا امنی میشود و دوباره اقوام شمالی اقدام به سرکشی و قتل و غارت مردم بیگناه می نمایند. این منازعات و شورش های همسایگان شمالی تا زمان روی کار آمدن پهلوی در ایران ادامه داشت.

داستان مهاجرت سیستانی ها از زمانی آغاز شد که به موجب قرارداد 1907 پاریس و بندهای الحاقی بعدی و متمم های منضم شده به آن، قسمت اعظم سیستان با جمعیت ساکن در آن به افغانستان واگذار شد.

اما اهالی آن قسمت از سیستان که  سهم افغانستان شده بود هرگز از ایران دل برنکندند و دسته دسته و گروه گروه از سرزمین محل سکونتشان که دیگر در سیطره افغانستان قرارگرفته بود فرار کرده و وارد سیستان سهم ایران شدند، زیرا عشق به وطن آنهم عشق به ایران چیزی نبود که به راحتی از دل و جان مردم سیستان خارج شود.

انبوه جمعیتی که به سرحدات ایران بازگشتند با وضعیت بحرانی مواجه شدند. زیرا تمام مال و منال خود را در آنسوی مرز رها نموده و به دامان وطن بازگشته بودند و خشکسالی حاکم بر سرزمین سیستان این مشکلات را مظاعف می نمود.

این انبوه جمعیت برای حکومت پهلوی معظلی شده بود، لذا با تصمیماتی که اتخاذ نمودند تصمیم گرفتند طرح کوچاندن اقوام سیستانی به مناطق شمالی در دستور کار قرار بگیرد و شورش ها و غارت های پی درپی همسایه شمالی به مناطق حاشیه کوه های البرز و حاشیه شرقی دریای خزر اجرای این طرح را به جلو انداخت و در آن شرایط سخت دولت پهلوی تمام مساعی و تلاش و امکانات خود را در تسهیل  این مهاجرت بکار انداخت.

 بعد از انتقال اقوام سیستانی و اسکان در مناطق شمالی عملا توازن جمعیت به نفع اقوام فارس زبان و ترکهای قزلباش به هم خورد زیرا تا قبل از انتقال سیستانی ها در این مناطق هیچ فارس و یا قزلباشی نمیتوانست در آرامش و امنیت تردد کند. ظهور اقوام سیستانی و اسکان آن ها در سرزمین های مورد سکونت همسایه شمالی این قوانین سنتی ظالمانه را برهم زد و صفحه ای تازه در جغرافیای روابط مردمی این منطقه بوجود آمد.

و این سر آغاز قصه مهاجرت اجباری قومی بود که در ظاهر به خاطر خشکسالی ولی در باطن امر به خاطر حفظ توازن جمعیت همسایگان شمالی بود که یورش های آنان عرصه را بر مناطق فارس نشین تنگ کرده بودند.

ولی حالا بعد از سالیان سال قصه تلخ داستان تبعیض ها و تحقیر های این مردم زحمتکش همچنان ادامه دارد. اینبار نه بخاطر حکومت قاجار و پهلوی بلکه به خاطر فردی که می بایست خدوم ملت باشد اما انگار...

یک سیستانی بخاطر ظلمی که حکومت قاجار و پهلوی در حق سیستان و سیستانی روا داشت در درگاه خداوند هرگز سردمداران آنرا نخواهد بخشید چراکه حکومت بی کفایت قاجار قسمت اعظم سیستان را به باد داد و حکومت پهلوی بخاطر حفاظت از مردمی، مردم سرزمینی را به سرزمینی دیگر آواره نمود.

اما باید از مسئولین پرسید شما برای بازگرداندن این مردم شریف به سرزمین خود چه کرده اید؟ برای کاستن از درد و رنج این مردم زحمتکش چه تدبیری اندیشیده اید که با اینجور رفتار ها دل آنان را می شکنید؟

برگرفته از: تاریخ ایران باستان ترجمه پرویز ناتل خانری




:: برچسب‌ها: استان گلستان, سیستان, فندرسک, شهر خان ببین
ن : شهر خان ببین
ت : پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۳
نظرات ()

باتوجه به تهدیدات و توهینات فراوانی که این روز ها متوجه وب رسمی شهر خان ببین  بخاطر دفاع از حقانیت مردم منطقه فندرسک برای داشتن شهرستان فندرسک می باشد تا این وب که صدای مردم خان ببین را به گوش مسئولین می رساند دیگر بروز نشود اما ما بر حقانیت و حمایت از حق اصرار داریم.

تنش های روز های اخیر که دامن استان مارا گرفته است را می توان در واقع بدترین روز های تاریخ استان گلستان نامگذاری کرد. عدم همدلی و همراهی مسئولین استان متأسفانه هر روز باعث ایجاد مشکلات برای مردم استان است و بس.

باتوجه به اقدامات هفته های گذشته نمایندگان و جمع آوری امضا برای استیضاح وزیر کشور بخاطر حمایتشان از استاندار گلستان، سؤالات بسیاری در خصوص اینکه آیا با تعویض استاندار موافق هستید یا خیر در میان قشرهای مختلف پرسیده می شود .

به نظر بنده حتی مطرح کردن این سؤال هم خنده دار است. استاندار یک استان کارمند ساده شهرداری نیست که به راحتی بخواهیم بخاطر منافع سیاسی تعویضش کنیم.

از تمام گرایشات سیاسی و بومی و قومی که بگذریم باید انصاف را رعایت کنیم و بگویم که استاندار محترم ایده های خوبی برای استان دارند و این ایده ها باید شکوفا شوند و اگر بخواهیم در این زمان استاندار را تعویض کنیم، بجای حل مسئله صورت مسئله را پاک کرده ایم ولی مشکل کماکان باقی خواهد ماند.

تعویض استاندار به چه قیمت؟؟؟؟

تا دیروز که استانداران گلستان از استان های همجوار انتخاب می شدند استانداری گلستان پر شده بود از مسؤلین خارج از استان که حتی برای صحبت کردن با آنها بخاطر لهجه شان دچار مشکل می شدیم. استاندارانی که در کمال شایستگی آنچنان دلسوزی یک استاندار بومی را نداشتند.

حال که یک استاندار بومی برای استان انتخاب شده است تنش ها کم نشده که هیچ بیشتر هم شده است. درست است که آقای صادقلو استاندار محترم در بعضی از انتصاب ها کمی افراط به خرج داده اند اما این دلیل نمی شود نمایندگان استان خط قرمز خود را بجای مردم یک نفر معین کنند. خط قرمز مردم هستند و بس.

اگر بخواهیم انصاف را رعایت کنیم در جاهایی استاندار محترم حق داشتند و در جاهایی نمایندگان محترم. پس انصافا هر دو گروه حق دارند اما برای رسیدن به حق نهایی باید تعامل داشته باشند و نبود این تعامل به استان ضربه می زند.

راهکار چیست؟

راهکار حل این مشکل تعامل نمایندگان و استاندار محترم باهم است. نباید این را از یاد ببریم که همه ما گلستانی هستیم. تعامل امروز ما باعث آبادانی استان ما خواهد شد. اگر امروز به تعامل نرسیم در آینده برای انتخاب استاندار بومی با چالش روبرو خواهیم بود.

میانجی گران؟

بهترین افرادی که میتوانند برای حل این مشکل میانجی گری کنند نماینده محترم ولی فقیه در استان و تمام مراجع بزرگوار استان هستند.

نقش مردم چیست؟

مردم هم می توانند برای رساندن صدای خودشان نسبت به این اختلافات به گوش مسئولین وارد میدان شوند. برگزاری همایش برای استان دلواپسیم و دعوت از مردم کل استان و صاحبان ایده و نظر و مسئولین بلند پایه استانی و کشوری نیز می تواند راهگشای برطرف کردن تنش ها و تفاهم و تعامل نمایندگان با استاندار محترم باشد .

پ,ن : بیاییم یاد بگیریم و تلاش کنیم مشکلات استان خودمان را خودمان حل کنیم تا دیگران. جناح بازی و پیگیری افکار سیاسی رایج برای مردم استان ما نون و آب نمی شود. این مردم حق زندگی دارند. این مردم چشم امیدشان برای خدمت به شماست. این انرژی و وقتی که بجای حل مشکلات مردم صرف ایجاد تنش در استان می شود حق الناس است و مسئولین باید در آن دنیا جوابگوی این حق الناس باشند.




:: برچسب‌ها: شهر خان ببین, فندرسک, شهر خان به بین, استان گلستان
ن : شهر خان ببین
ت : سه‌شنبه ٦ خرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
 
لوگوی ما
حمایت میکنیم
موضوعات
آرشيو مطالب
نظر سنجي